خرید بک لینک
تقریبا چهار سالم بود

یروز مامانم شروع کرد جیغ زدن و پرید از تو اتاق بیرون

گفت موش ...موش

داداش بزرگم شش سال از من بزرگتره

گفت من میکشمش ولی باید برام کتونی فوتبالی بگیری از اونا که کف اش میخیه

مامانم گفت باشه بکشش من قول میدم بخرم

گفت باید مشکی و زرد باشه ها

مامانم گفت برو بکش هرچی بخوای میخرم

خلاصه داداشم رفت تو اتاق و یه صدای تق بلند شد و اومد بیرون گفت مرد

مامانم گفت به همین سرعت؟ تا جنازه اش رو نشون ندی از کتونی خبری نیست

داداشم گفت برو زیر چرخ خیاطی نگاهش کن

از شانس داداش ما وقتی رفته تو اتاق یکراست رفته پشت چرخ خیاطی رو نگاه کنه یهو کله موشه رو دیده و ترسید و چرخ خیاطی رو انداخته روش

موشه هم جیغ جیغ کنان زیرش گیر کرده بود

خلاصه عصرش شال و کلاه کردن رفتن بازار لباس ورزشی

تو شیراز یه خیابون هست بهش میگن سه راه دوزک اونجا کفش ورزشی میفروشن از هزار سال پیش تا الان

کتونی فوتبالی پاشنه تخم مرغی اون زمان گشتن نمیخواست اولین مغازه کارت راه میفتاد

تو پیاده رو یه گدای پا پتی نشسته بوده که دست به دامن مامان ما میشه میگه برام کفش بخر

مامانم در میاد به داداشم میگه میخوای یه کتونی دیگه بخریم تا بتونیم برای این پیرزن هم کفش بخریم؟

داداش ما هم سریع دلش میسوزه و میگه باشه برای اونم کفش بخریم

این شد که کتونی فوتبالی و اجرت العمل مثله کردن موش به گدای مذکور هم تعلق پیدا کرد

اون کتونی که با نصف پول خریدن در عرض دو هفته دهن باز میکنه تو فوتبال های جام محله و خون ریخته شده موش سریع پاک شد

شست پای راست داداش ما همیشه از سوراخ جلوی کتونی هاش میزد بیرون

از بس تو کوچه شوت میزد زیر توپ

انقدر این شست رو آسفالت کشیده شده بود و روش زخم بود که ما فکر میکردیم یکروز بالاخره انگشتش کنده میشه و بی شست میشه داداشم

بیشترین هزینه ای که داداشم به خانواده تحمیل میکرد؛ بعد از درس نخوندن و تجدید شدنش

هزینه شکستن شیشه مردم، شکستن سر و دست و پا و آتیش زدن ملت نبود

بلکه کفش و شلوار ورزشی بود

حالا خدا بهش یه پسر داده که از قیافه مظلومش معلومه میخواد چه بلایی سر داداشم بیاره در آینده

خدایا نذار پهلوان دهن باباش رو سرویس کنه و ژن وروجک بودن رو به ارث برده باشه

آمین

برچسب: اجرت,المثل, نویسنده: هستی اکبری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت: 22:11

صفحه بندی