اگر میشد به گذشته برگردم خیلی از دلسوزی ها و کارهایی که برای دیگران کردم رو انجام نمیدادم
هیچ حقی رو به دیگری نمیبخشیدم
هیچ لطفی که الان میبینم وظیفه شده و یا با میخواستی نکنی مگه مجبورت کرده بودیم رو در حق کسی نمیکردم هیچ کس حتی عزیزترینانم
در این حد که الان اگر کسی از من بپرسه که آیا باید ارث پدری رو به نام مادر بزنی من به تجربه میگم نبخش و محضر نرو
شاید همین سهم های کوچک ما از زندگی و حقهای ناچیزی که داریم یه روزی نجاتمون بده از حقارت و تحقیر
اگر به گذشته برگردم هیچوقت حقوق چندماه زحمت و کار کردنم رو خرج خرید اثاثیه منزلی که یه روزی قراره ازش بیرونم کنن نمیکردم
به ما گفته بودن مهرمادری بی انتهاست اما تا جایی که جز فرزندان خلف باشی صدق میکنه
لابد اینم به اسم تربیت کودک چهل ساله تموم میشه
ما بی عرضه های مهربان به حکم بخشش حق خودیم
برچسب:
نویسنده: هستی اکبرینژاد