اجرت المثل

متن مرتبط با «خانم» در سایت اجرت المثل نوشته شده است

خانم پوری بنایی

  • نیلوبلاگ

    روزهای کودکی آسمان صافی داشتخیال می کردم چشمهایم را که ببندمشب زودتر می رسدخیال می کردم حوض خانه مان خیلی گود استخیال می کردم چلچراغ را از آسمان آویخته اندخیال می کردم خانه ما خیلی بزرگ استپدر همه چیز را می داندمدیر مدرسه همه کاره دنیاستخدا شبیه پدربزرگ استوبهشت، مثل حیاط سبز همسایه استکه در آهنی داردحالا ابرها را به عقد دائم آسمان درآورده اندتا ما کودکی را فراموش کنیمو من دیگر می دانمنور به چشمهای ما دروغ گفته استآب حو ض تا زیر زانوی من هم نمی رسدچلچراغ همین نزدیکی ها ستخانه های بزرگ همیشه آن طرف شهر بوده اند"پدر گاهی سوال می کند"مدیر مدرسه حقوق می گیردخدا شبیه هیچ کس نیستوکسی آمده استخانه ...

    ادامه مطلب