گیگیلی چگونه ساخته میشود - تاریخ: 1396/9/18 ساعت: 20:35
برادر زاده ام شب کنار مامانش خواب بوده تو تاریکی میگه مامان بیا اینو بگیر یه چیزی میذاره تو دست مامانش عروسمون میگه این چیه روشا میگه نمیدونم تو دماغم بود مامانش میگه آدم نباید دست بکنه تو بینیش روشا میگه خوب من نمیدونم اینا چجوری میره تو دماغم بچه های الان همه چیز براشون اهمیت داره و بهش فکر میکنن ...
آبی-قرمز - تاریخ: 1396/9/18 ساعت: 20:35
از طرفدارهای استقلال و پرسپولیس اگه بپرسی چی شد که طرفدارش شدی؟ یادش نمیاد چی شد که شروع کرد برای خودزنی و علاقه وافر به رنگ آبی یا قرمز من یادمه اولین بار که مسابقه این دوتا بود و همه خانواده نشسته بودن بپاش، عده ای داشتن استقلال رو انگار حمایت میکردن و با شعار استقلال سرور پرسپولیسه بنده مشعوف شدم...
قدیما اینجا شعر مینوشتم، یادش بخیر - تاریخ: 1396/9/18 ساعت: 20:35
بیشتر خاطرات بچگیم رو برای این یادمه چون مامانم همیشه تعریفش میکنه جزئیات همه صحنه های زندگیشو یادشه سخته برای مامانم تنها زندگی کردن بدون بابام دلم براش خیلی میسوزه که داره پیر میشه تو تنهایی همه به امیدی ازدواج میکنن که وقتی ناتوان شدن یکی کمکشون کنه و دلشون میخواد همدم داشته باشن تو پیری ما که زب...
باباکوهی - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 2:31
شیراز کوه بلند نداره. فقط مکانی داره بنام باباکوهی که ملت وقتی میخوان کوهنوردی کنن میرن اونجاالبته بیشتر شبیه تپه نوردی هست و شیب کمش جوریه که مراعات حال شیرازیا رو میکنه ایستگاه اولش کار تمومه چون همه نشستن زیر سایه چندتا درخت و میزنن و میخونن بیشتر شبیه میعادگاه مضربان و خوانندگانه و البته عشاق چو...
چهارشنبه سوری - تاریخ: 1396/5/29 ساعت: 22:11
دعامون این بود بارون نیاددغدغمونم این بود باد نیاد بوته هارو ببره رو خار و بوته های خشک آجر میذاشتیم تا شب بشه توی خونه همه نفت بود و یه چندتا مقوا و چوب صندوق میوه تا اینکه یکی لاستیک پیکانشو آتیش زد و روی بوته های مارو کم کرد تا نیمه شب هی میپریدیم آخرش هم با چوبهای نیمه سوخته دنبال هم می کردیم چه...
قیل و قال کودکی بر نگردد دریغا - تاریخ: 1396/5/29 ساعت: 22:11
هیچ بچه ای تو کوچه نبوداصلا اون کوچه دیگه شکل کوچه ما نبود اسمش باغ پزشکی بود؛ کرده بودنش دستغیب شانزدهم با شک و تردید پیچیدیم توش چون سر کوچه همش زمین خاکی بود و الان پر بود از چهار دیواری تمام تیر چراغ برق ها رو از سمت خونه ما جمع کرده بودن و برده بودن اون دست کوچه جا پای بالا کشیدن از تیر چراغ بر...
خانم پوری بنایی - تاریخ: 1396/5/29 ساعت: 22:11
روزهای کودکی آسمان صافی داشتخیال می کردم چشمهایم را که ببندمxa0شب زودتر می رسدخیال می کردم حوض خانه مان خیلی گود استخیال می کردم چلچراغ را از آسمان آویخته اندخیال می کردم خانه ما خیلی بزرگ استپدر همه چیز را می داندمدیر مدرسه همه کاره دنیاستخدا شبیه پدربزرگ استوبهشت، مثل حیاط سبز همسایه استxa0که در آ...
بخور بخور - تاریخ: 1396/5/29 ساعت: 22:11
تازه سر کوچمون یه شیرینی فروشی باز شده بود که نون خامه ای میزدهمزمان مسابقه بخور بخور شهریاری هم جمعه ها از تلویزیون برگزار میشد عصر جمعه باشه و شش تا بچه بشینن جلو تلویزیون نون خامه ای خوردن ملت رو ببین؛ خوب معلومه مامان و باباهه میفتن تو رو دربایستی و میگن برین سرکوچه یکیلو بخرین شما هم با هم مساب...
اجرت المثل - تاریخ: 1396/5/29 ساعت: 22:11
تقریبا چهار سالم بودیروز مامانم شروع کرد جیغ زدن و پرید از تو اتاق بیرون گفت موش ...موش داداش بزرگم شش سال از من بزرگتره گفت من میکشمش ولی باید برام کتونی فوتبالی بگیری از اونا که کف اش میخیه مامانم گفت باشه بکشش من قول میدم بخرم گفت باید مشکی و زرد باشه ها مامانم گفت برو بکش هرچی بخوای میخرم خلاصه ...
عزیز 3 - تاریخ: 1396/5/29 ساعت: 22:11
عزیز میگه این جوراب شلواری رنگ پاهایی که شماها میپوشین نخی هستن برای همین یکبار مصرفه و زود در میرهاون موقع ها جوراب آمریکایی میومد که الیاف شیشه داشت و یک عمر کار میکرد مامان میگه وقتی عزیز مومن شده همه جوراب شیشه ای هاشو کرده یه متکا الان اگه بود هنوز سالم بود جوراباش عمر جوراب آمریکایی بیشتر از ع...
بچه بازی - تاریخ: 1396/5/29 ساعت: 22:11
تازه فهمیدم خیلی بچه بازی کیف میدهمیری میری تا ته ته خوشی اونجا که یاد بچگیت میفتی و انقدر به بچه تو بغلت مهر میورزی که کودک درونت بره تو جسم اون فسقلی و بپره بالا پایین و ملق بزنه خوبیش اینه هیچکس نمیفهمه تو داری دست نوازش به کودکی خودت میکشیxa0 حسابی میتونی روح بچگیاتو تصلا بدی و کمبود محبتهاشو جب...
خود آزاری - تاریخ: 1396/5/29 ساعت: 22:11
تابستون آدم همش احساس میکنه کثیفه و از پوستش روغن میچکهاز حموم در میای میری بیرون بر میگردی دلت میخواد بری دوباره حموم چند روز پیش گفتم برم کیسه بکشم شاید یه حس تمیزی بهم دست بده مثل قدیما کلی گشتم تا کیسه و سفیدآب نو پیدا کردم؛ یه سنگ پای سبز هم کشف کردم تو همین گشتن یه کیسه حنا هم هویدا شد؛ فکر کن...
رهایی - تاریخ: 1396/5/29 ساعت: 22:11
من تو مسابقه خدا و شیطان داوری نمیکنمتو زمین بنده هاش هم بازی نمیکنم بعنوان تماشاچی هم منتظر برد یکی و باخت دیگری نیستم من گزارشگر تلاش مهره های اصلی و سوخته اش هم نیستم تفسیر کننده تکنیک نفرات برتر و بدتر هم نیستم من فقط میخوام بعد چندسال فعالیت در عرصه های فهم مذهب و انسانیت و محرومیت از دستیابی ب...